خواجه نصير الدين الطوسي

77

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

هم « 1 » نيكو باشد . و بعد از آن شيربام بود . و آن را سليمانى خوانند . چهارم زرهونيست « 2 » كه درو نقطهاء زر باشد . پنجم آسمان « 3 » گون باشد ، و بعضى آن را خاكى نيز « 4 » خوانند . ششم كفتارى باشد . هفتم سفيد زردفام باشد . و آن بدترين « همهء انواع باشد . و پيش » « 5 » بعضى ممسوح بهتر است ، و پيش « 6 » بعضى پيكانى كه اندك طولانى باشد ، بهتر مىدارند . و گفته‌اند بعراق و شام ممسوح دوست‌تر « 7 » دارند . و بخراسان و ماوراء النهر پيكانى « 8 » . و در طرف « 9 » خطا فيروزه را كه سنگ غريب با آن آميخته باشد ، و او را بحكّ املس هموار كرده ، جلا دهند ، و آنچه سنگ بوده باشد سياه كنند « 10 » بغايت مبارك مىدارند « 11 » . سوراخ مىكنند ، و بر گوش و گردن « 12 » مىبندند . و آن را طرملح 22 مىخوانند « 13 » ، و در قديم برابر زرساو مىخريده‌اند . و هر فيروزه‌اى كه جوهر او رخو [ باشد ] ، چون اندك مايهء چربى بوى رسد بسبب تخلخل اجزاء و رخاوت ، آن چربى كه در اجزاء « 14 » متخلخل شده باشد ، عفن گردد [ در آن تجاويف ، و سبزرنگ شود . و طراوت اصلى آن باطل گردد . ] و حكّاكان هر فيروزه‌اى كه چنين باشد آن را مرده خوانند . و بعضى فيروزهء « 15 » مرده را بچرخ

--> ( 1 ) - ع : همه ( 2 ) - ع : زرهوى - ب : زرموى - ن ، ج ، م : زرهبونيست - و در كتاب عرايس : زرهونى - و در جواهرنامه : زرمونى ( 3 ) - ع : آسمانى ( 4 ) - ع : خاك نيز ( 5 ) - ب : همه است و نزد ( 6 ) - ع : و نزد ( 7 ) - ج ، ن ، م : دوست دارند ( 8 ) - ب : پيكانى دارند ( 9 ) - ب : اطراف ( 10 ) - ع افزوده : « آن را » - م : و بغايت ( 11 ) - م : دانند ( 12 ) - ب : و بر گردن و گوش زن ( 13 ) - ب : خوانند ( 14 ) - ب : كه در او - م ، ج ، ن : كه در آن ( 15 ) - ع : از فيروزه .